هـــــــاتــــــــف
هــاتف آن روز به من مژده این دولـــت داد / که ز آن جور و جفا صبر و ثباتم دادند 
قالب وبلاگ
در آیه 33 احزاب عبارت "جاهلیت الاولی" آمده است. به معنای جاهلیت اول.

وقتی قرآن می گوید جاهلیت اول، یعنی حتما جاهلیت دومی هست.

این دوران ویژگی های فراگیری داشته که به نام جاهلیت خوانده شده.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 20:49 ] [ زهرا سادات 1 ]

 عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ‏
 قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْلِ

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع :

اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ الْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا

قَالَ سَمَاعَةُ

فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَا نَعْرِفُ إِلَّا مَا عَرَّفْتَنَا

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ مِنَ الرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقْتُكَ خَلْقاً عَظِيماً وَ كَرَّمْتُكَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِي قَالَ ثُمَّ خَلَقَ الْجَهْلَ مِنَ الْبَحْرِ الْأُجَاجِ ظُلْمَانِيّاً فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَلَمْ يُقْبِلْ

فَقَالَ لَهُ اسْتَكْبَرْتَ فَلَعَنَهُ ثُمَّ جَعَلَ لِلْعَقْلِ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْداً

فَلَمَّا رَأَى الْجَهْلُ مَا أَكْرَمَ اللَّهُ بِهِ الْعَقْلَ وَ مَا أَعْطَاهُ أَضْمَرَ لَهُ الْعَدَاوَةَ فَقَالَ الْجَهْلُ يَا رَبِّ هَذَا خَلْقٌ مِثْلِي خَلَقْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ قَوَّيْتَهُ وَ أَنَا ضِدُّهُ وَ لَا قُوَّةَ لِي بِهِ فَأَعْطِنِي مِنَ الْجُنْدِ مِثْلَ مَا أَعْطَيْتَهُ

فَقَالَ نَعَمْ

فَإِنْ عَصَيْتَ بَعْدَ ذَلِكَ أَخْرَجْتُكَ وَ جُنْدَكَ مِنْ رَحْمَتِي

قَالَ قَدْ رَضِيتُ فَأَعْطَاهُ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْداً فَكَانَ مِمَّا أَعْطَى الْعَقْلَ مِنَ الْخَمْسَةِ وَ السَّبْعِينَ

الْجُنْدَ الْخَيْرُ وَ هُوَ وَزِيرُ الْعَقْلِ وَ جَعَلَ ضِدَّهُ الشَّرَّ وَ هُوَ وَزِيرُ الْجَهْلِ

سماعه گويد خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم و جمعى از دوستانش هم حضور داشتند كه ذكر عقل و جهل بميان آمد

حضرت فرمود:

عقل و لشكرش و جهل و لشكرش را بشناسيد،

سماعه گويد من عرض كردم قربانت گردم غير از آنچه شما بما فهمانيده‏ايد نميدانيم.

حضرت فرمود خداى عز و جل عقل را از نور خويش و از طرف راست عرش آفريد و آن مخلوق اول از روحانيين است پس بدو فرمود پس رو او پس رفت سپس فرمود پيش آى پيش آمد

خداى تبارك و تعالى فرمود: ترا با عظمت آفريدم و بر تمام آفريدگانم شرافت بخشيدم

سپس جهل را تاريك و از درياى شور و تلخ آفريد باو فرمود پس رو پس رفت فرمود پيش بيا پيش نيامد

فرمود: گردن‏كشى كردى؟

او را از رحمت خود دور ساخت

سپس براى عقل هفتاد و پنج لشكر قرار داد.

چون جهل مكرمت و عطاء. خدا را نسبت به عقل ديد دشمنى او را در دل گرفت و عرض كرد

پروردگارا اين هم مخلوقى است مانند من.

او را آفريدى و گراميش داشتى و تقويتش نمودى

من ضد او هستم و براو توانائى ندارم

آنچه از لشكر به او دادى بمن هم عطا كن

فرمود بلى ميدهم ولى اگر بعد از آن نافرمانى كردى ترا و لشكر ترا از رحمت خود بيرون ميكنم

عرض كرد خشنود شدم

پس هفتاد و پنج لشكر باو عطا كرد.

و هفتاد و پنج لشكرى كه به عقل عنايت كرد 

(جنود عقل و جهل) بدين قرار است:


خیر و آن وزير عقل است و ضد او را شر قرارداد، كه آن وزير جهل است؛


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 14:53 ] [ زهرا سادات 1 ]

اهل جهل = جاهل

اگر این جاهل بودن فراگیر شود در یک دوره زمانی = جاهلیت

 

 

 

 

نگاه به جاهلیت:

 

1.قرآنی *

اعتقادات

ظن الجاهلیه

154 آل عمران

احکام

حکم الجاهلیه

50 مائده

اخلاق

حمیه الجاهلیه

26 فتح

تبرج الجاهلیه

33 احزاب

2.حدیثی

الجاهلیه

 

حدیث عقل و جهل

 

3.تاریخی

دوران خیلی منفی

 

دوران خیلی مثبت و شکوفایی و.. که پیامبر جلوی رشد و شکوفایی را گرفته است.

 

4.نمادی

مطالبی که در ذهن عموم مردم به عنوان جاهلیت وجود دارد. 

    * آیاتی که صریحا به بحث جاهلیت اشاره دارد،  آیات غیر صرحی هم هست که توصیف ویژگی های جاهلیت است.

 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 ] [ 9:20 ] [ زهرا سادات 1 ]

من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهیلیه

بارها و بارها این حدیث را شنیدیم و هر کس از ما درباره ضرورت صحبت و گفت و گو درباره امام زمان و شناخت ایشان پرسیده است این را در جوابش گفته ایم.

اما واقعا ضرورت شناخت و کسب معرف درباره امام زمان و گفت و گو درباه ایشان چیست؟

این 3 فعل عربی در کنار هم خیلی معنا را روشن می کند.

ضرورت

ضرر

اضطرار


اضطرار یعنی هیچ راه چاره ای نباشد، هیچ درمانی نباشد، هیچ ممکنی نباشد.

اگر من سراغ امام زمانم نیایم همه چیزم را از دست می دهم.

همه زندگی ام می شود ضرر.


اینکه در روایت تاکید میکند هرکس امام زمان خود را نشناسد مرگش جاهلی است، به این علت است که مرگ آیینه ای است که تمام زندگی انسان را در یک تصویر نشان میدهد، عصاره و چکیده زندگی هر فرد می شود مرگش. پی اگر کسی مرگش جاهلی باشد یعنی تمام زندگی اش هم جاهلی بوده، همه آن نماز و روزه ها و.... همه اش شده ضرر است. و این اضطرار را فقط فقط فقط خداوند پاسخگو است و هیچ کس دیگر نمی تواند چاره باشد برایش.

و این شناخت و معرفت نسبت به امام که از همه چیز مهم تر است صرفا نباید شناخت در حد اطلاعات عمومی باشد، اطلاعات جدول پر کنی باشد.

برای شناخت امام باید سه مرحله را طی کرد:

1.شناخت خودم

2. شناخت دوره و زمانه ای که در آن قرار دارم

3. شناخت امام


برچسب‌ها: ضرورت شناخت امام زمان, مرگ جاهلی
[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ 19:48 ] [ زهرا سادات 1 ]

   عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ النَّبِيَّ ص بَعَثَ سَرِيَّةً فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ عَلَيْهِمُ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ 


 از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عده اى را به جنگ فرستاد، چون از جنگ بازگشتند فرمود: آفرين به گروهى كه پيكار كوچكتر را سپرى كردند و پيكار بزرگتر بر عهده آنان به جاى مانده است ، گفته شد: اى فرستاده خدا! پيكار بزرگتر چيست ؟ فرمود پيكار با نفس .


برچسب‌ها: جهاد اکبر, جهاد اصغر, زبیر, کنز, وسائل الشیعه
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 ] [ 14:43 ] [ زهرا سادات 1 ]

فزت و رب الکعبه

چرا امام میگن رستگار شدم؟

یه نگرانی ای هست. ینی انگار امام قرار بوده رستگار نشن حالا شدن؟؟

 

چه کنیم که تشنه و عاشق امام-علیه السلام- بشیم؟

.

.

.

.

.

+

+

 

"در بهترین شب ها از بهترین ماه خدا محتاج دعا..."


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 0:22 ] [ زهرا سادات 2 ]
چند باری استاد داستان صفوان را در کلاس گفته اند، عجیب به دل می نشیند و مجبورت می کند حداقل برای دقایقی تامل کنی کمی رفتار خودت را زیر و رو کنی و ببنی که من هم مصداقش هستم یا نه؟!!!

 


برچسب‌ها: صفوان کاروانچی, اقتصاد مقاومتی, خرید ایرانی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 11:3 ] [ زهرا سادات 1 ]

 حدیث الشراط ساعه از پیامبر اکرم(ص) ، روایت جامعی است که به توصیف شرایط آخر الزمان میپردازد و ویژگیهای آن دوران را بیان میکنداز جمله این توصیفات :

ضایع و تباه کردن نمازها – تبعیت از شهوتها – تکریم و بزرگداشت ثروتمندان ومال پرستان – اعتماد مردم به خیانتکاران – حاکمان ستمگر و وزیران فاسق پیدا میشوند – منکرات و انحرافات معروف میشود – اعمال پسندیده، منکر و ناپسند شمرده میشود – دروغگو تایید و راستگو را طرد میکنند – زنان فرمانروا و سرور می شوند – با زنان و کنیزان مشورت می گردد – کودکان بر منبرها می نشینند – هر چیزی نهایتا به دروغ ختم می شود – شخص به والدینش ستم میکند و در عین حال به دوستش خدمت و نیکی – مرد با همسرش در تجارت شریک می شود – خوی و عادت های شخصی و باطل زیاد می شود و خوبیها به شدت کم می شود – مردان تنها به مردان و زنان تنها به زنان مشغول می شوند – زنان بر زینهای سوار می گردند – مساجد مانند کلیساها و کنیسه ها تزیین می شود – مردان و پسران از زینت طلا استفاده می کنند و حریر و دیبا و ابریشم می پوشند و با بیگانگان متحد می شوند – طلاق زیاد می شود – زنان آوازه خوان می شوند – آلات موسیقی جلوه می یابند و به دنبال آن اشرار امت پیدا می شود – ثروتمندان برای تفریح و سیاحت و افراد عادی برای کسب تجارت و فقرا برای خودنمایی به حج و عمره می روند – دروغ علنی ولجاجت نمایان می گردد - [1]

 

نکات بیان شده ذیل این حدیث:

  1. آخر الزمان = دنیای وارونه ها
  2. مخاطب این احادیث مسلمان ها هستند به خصوص شیعیان و نگاه ویژه ای که  اهل بیت به ایرانیان دارند. پس مخاطب اول این نشانه ها خودمان هستیم. پس بگردیم مصداقش را در خودمان پیدا کنیم.
  3. اینطور نیست که نشانه های آخرالزمان قبلا وجود نداشته باشد، بلکه این ها در گذشته قطره های سیاهی بودند که در این دوران باران سیل آسایی شده و به جریان تبدیل شده.
  4. هرچه به ظهور نزدیک تر میشویم کمیت و کیفیت نشانه ها بیشتر می شود و جریان شدت و سرعت بیشتری پیدا می کند.

      5. وظیفه ما در این دوران، جلوگیری از نشانه شدن خودمان و اطرفیانمان هست که به این جریان نپیوندیم.



[1] متن کامل حدیث در کتاب شش ماه پایانی ترجمه آقای مطهری نیا چاپ هشتم، ص 25


برچسب‌ها: حدیث اشراط الساعه, دروغ, نشانه های آخرالزمان
[ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 14:37 ] [ زهرا سادات 1 ]

در زندگی تابلوهایی هست که اگر به دیوار زندگیمان نباشد، زندگی ‌بی معنا میشود..

«زندگی، بی بندگی شرمندگی است»

وقتی این تابلوها را ورق میزنم همه آنها در کنار هم و باهم نوری واحد اند، که هر کدام تلؤلویی دارد. دوتابلو را میگذارم کنارهم یکی خاص و برای همه هوای ابری این روزهای دلمان و یکی عام تر از آن.

تابلو اول، عاشورا.. سفره ای برای همه..

خداوند سفره عاشورا را برای همه پهن کرده است. هرکس به فراخور حال خودش به میزانی که میتواند فضا برایش مهیا است. امام حسین علیه السلام صحنه عاشورا و کربلا را به نحوی مدیریت میکنند، که چه مسیحی باشد، یهودی باشد، بی دین باشد، مرد باشد، زن باشد، بچه باشد یا بزرگسال در هر موقعیت و جایگاه سطح سواد، فهم و درکی باشد اگر گوشه ای از دلش سالم باشد، یکی از تابلوهای عاشورا دلش را تکان میدهد. ویژگی سفره محرم این است که فرد را نمک گیر نمیکند، فرد می آید استفاده اش را میکند و میرود، دیگر آن اثرات را که در مجلس داشت را ندارد تا سال بعد که دوباره سفره پهن شود و بیاید.

تابلو دوم، فاطمیه..ایام خواص و روزی های خاص..

فاطمیه مانند سفره کربلا نیست، حتی همه مسلمانها هم در آن شریک نیستند بلکه تنها یک جمع خاصی از مسلمانها یعنی شیعیان هستند که درگیر میشوند تازه تمام شیعیان هم نه، تنها یک طیف خاصی، و به گونه ای نیست که هر شیعه ای دلش تکان بخورد. این خاص و ویژه بودن ایام به واسطه حضرت زهرا سلام الله علیها است. و چون این تابلو خاص است، روزی که داده میشود هم خاص و ویژه است و با اتمام فاطمیه تمام نمیشود بلکه جاری میشود در تمام دقیقه ها و ثانیه ها، مگر اینکه با بی ادبی، خودمان را محروم کنیم از روزی ویژه مادر.


از این روزها غافل نشویم تا شاید ما هم شامل این روزی شویم. هرچند لطف مادری در قالب کلمات نمیگنجد و دریایی به عظمت خود وجود حضرت مادر است.

الهی بفاطمه.. یا رب محمد عجل فرج آل محمد

                       یا رب محمد إحفظ غیبة محمد

                      یا رب محمد إنتقم لبنة محمد


برچسب‌ها: تابلو شناسی عاشورا, فاطمیه, رزق ویژه
[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ 16:3 ] [ زهرا سادات 1 ]
این روزها که به برکت کلاس تورقی در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام داریم و هر شنبه با لطف دوستان چشممان به نور کلمات آن روشن می شود، در نوع بیان و شیوه کلام حضرت نکته جالب توجه و قابل تأملی است، و آن زاویه نگاه ایشان به حقوق و وظایف است. امام وقتی می خواهند حق افراد نسبت به یکدیگر را بیان کنند رویکرد متفاوتی دارند، به گونه ای که در بیان هر حق مخاطبشان صاحب حق نیست بلکه طرف مقابل است و حقوق را با وظایف بیان می کنند.

یعنی  حق مادر= وظایف فرزند  و    حق رهبر= وظایف پیرو

نتیجه چنین برخوردی ایثار و فداکاری است، و روابطی مبتنی بر وظیفه است نه حق، و نه طلبکاری و دعوا بر سر حقوقی که کل دنیایمان را پر کرده و بهانه اول فریادهایمان شده برای پس گرفتنشان.

این روزها که دنبال یافتن اخلاقی منتظرگونه ایم خوب است زاویه نگاه و عمل خود را منطبق با زاویه بهترینان خدا کنیم تا لایق منتظر بودن آخرین ذخیره خدا باشیم و انشاءالله یاورش...





پ.ن : این مطلب برداشتی از نکته ای است که استاد دیالمه در حاشیه کلاس علوم انسانی اسلامی بیان کردند.


برچسب‌ها: رساله حقوق, حق یا وظیفه, علوم انسانی اسلامی
[ پنجشنبه یکم اسفند 1392 ] [ 21:56 ] [ زهرا سادات 1 ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

قدم منه به خرابات جز به شرط ادب
که سالکان درش محرمان پادشهند...

وقتی یادمان دادند که بابا آب داد... و بابا نان داد... آموختیم که آب و نان سفره بندگی مان به واسطه وجود پدر امتی است...
گفتند که "ادب نیز آداب دارد"...
تا بیاموزیم در ساحت انتظار حضرت صاحب آدابی است برای منتظرانش...
و اینگونه شد که:
رفتیم تا آداب ادب بیاموزیم...
گفتند آنچه آموختید باز گویید..
پس نوشتیم...